هوش هیجانی و بهره هوشی

هوش هیجانی و بهره هوشی ضد یکدیگر نیستند، بلکه با هم تفاوت دارند. و می توان گفت هوش شناختی و هوش هیجانی هر دو اندازه ای از توانایی هستند و نه خود توانایی. علی رغم عقیده رایج، افرادی که دارای بهره هوشی بالا و هشیاری عاطفی بسیار ضعیف یا (برعکس) باشند، نسبتأ نادرند. در واقع، میان هوشبهر و برخی جوانب هوش هیجانی همبستگی مختصری وجود دارد. هر چند که این ارتباط آنقدر هست که روشن کند این دو قلمرو اساسأ مستقل اند. (گلمن، 1995).

هوشبهر افراد حاصل تقسیم سن ذهنی به سن زمانی آن ها است. این که هوشبهر تا چه حد بازتاب توانایی های ذهنی و بالقوه فرد است، پرسشی است که پاسخ گفتن به آن آسان نیست. آن چه در این راستا مشخص است این است که هوش شناختی که به طور سنتی با هوشبهر مشخص می شود می کوشد بی آن که به سایر جنبه های شخصیت و رفتار توجه کافی داشته باشد، استعداد افراد را برای درک، یادگیری، یادآوری، تفکر منطقی، حل مسأله و امثال آن مورد ارزشیابی قرار دهد(جلالی، 1381).

یکی از اسرار برملا شده روان شناسی این است که نمره های درسی، هوشبهر یا نتایج آزمون استعداد تحصیلی علیرغم ارزش و ابهت شان در میان عموم نمی توانند قاطعانه پیش بینی کنند که چه کسی در زندگی موفق خواهد بود. هوشبهر نمی تواند به خوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی برآید که فرصتها، شرایط تحصیلی، چشم اندازهای مشابهی دارند.(اکبرزاده، 1383).

فردی که فقط از نظر بهره هوشی  (IQ)در سطح بالا، ولی فاقد هشیاری عاطفی است، تقریباً کاریکاتوری از یک آدم خردمند در قلمرو ذهن چیره دست است ولی در دنیای شخصی خویش ضعیف است. افرادی که از هوش هیجانی قوی برخوردارند، از نظر اجتماعی شاد، متعادل و سرزنده اند و هیچ گرایشی به ترس یا نگرانی ندارند و احساسات خود را به طور مستقیم بیان و راجع به خود مثبت فکر می کنند.آنان ظرفیت چشمگیری برای تعهد، پذیرش مسؤلیت و قبول چهار چوب اخلاقی دارند و در روابط خود با دیگران بسیار دلسوز و باملاحظه اند و از زندگی عاطفی غنی، سرشار و مناسبی برخوردارند. آنان همچنین با خود، دیگران و دنیای اجتماعی اطراف خود بسیار راحت برخورد می کنند. هر فرد به هر اندازه ای دارای بهره هوشی یا هوش هیجانی باشد به همان مقدار از خصوصیات مرتبط با آن بهره مند خواهد بود. با این همه از میان این دو، هوش هیجانی بسیار بیشتر از بهره هوشی خصایصی را در اختیار ما قرار می دهد که به کمک آن می توانیم چهره انسانی مان را کامل تر کنیم(گلمن، 1995).           

 بلوک، روان شناس دانشگاه کالیفرنیا در دانشگاه برکلی، با استفاده از معیاری که کاملاً شبیه بهره هوشی و شامل قابلیت های اساسی عاطفی و اجتماعی است، به مقایسه افرادی که بهره هوشی بالا دارند و افرادی که دارای استعدادهای عاطفی قوی هستند، پرداخته و تفاوت های آن ها را مورد بررسی قرار داده است(گلمن،1995).  

نظریه پردازان هوش شناختی معتقدند که هوش شناختی(IQ)  به ما می گوید چه کاری می توانیم انجام دهیم در حالی که هوش هیجانی به ما می گوید چه کاری را باید انجام دهیم.  (IQ) شامل توانایی ما برای یادآوری تفکر منطقی و انتزاعی می شود در حالی که هوش هیجانی به ما می گوید چگونه از (IQ) در جهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خودآگاهی هیجانی و اجتماعی می شود و مهارت های لازم در این حوزه ها را اندازه گیری می کند. هوش هیجانی شامل مهارت های ما در شناخت احساسات خود و دیگران و مهارت کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران و حس مسئولیت پذیری در مقابل وظایف می باشد، همچنین شامل توانایی های ما در حفظ سلامتی خود می شود(گلمن، 1995).