شكل گيري و رشد عزت نفس :
هر انساني بر اساس ملاكها و معيارهايي كه در اختيار دارد همواره خود را مورد ارزيابي و قضاوت قرار ميدهد و ميزان كارآئي، موفقيت و ارزشمندي خويش را تعيين مينمايد. بدين ترتيب، جايگاهي كه به خود ميدهد، درجه عزت نفس او را مشخص مينمايد.
از سوي ديگر تنظيم ميزان عزت نفس مرتبط پسخوراندي است كه شخص از گروه همسالان و دوستان نزديكش ميگيرد همچنين وقتي يك شخص به آنچه كه هست و آنچه كه ميخواهد باشد نزديك شود عزت نفس او مثبت است.
به نظر كوپراسميت (1676) منابع عزت نفس شامل چهار مورد است :
1ـ قدرت ؛ وقتي شخص احساس قدرت كند ميتواند روي سايرين اثر بگذارد و كارهايش را خوب انجام دهد و عزت نفس او بالا ميرود
2ـ مهم بودن ؛ وقتي شخص متوجه شودكه اهميت داردودرزندگي ديگرا ن مهم است عزت نفس او بالا ميرود
3ـ پايبندي به آداب و قوانين اجتماعي و اخلاقي
4ـ موفقيت ؛
عزت نفس در اثر نياز به نظر مثبت ميآيد و شامل برخورد گرم و محبت آميز، احترام، صميميت و پذيرش و مهرباني است كه از طرف محيط اجتماعي و اولياء فرد تأمين ميگردد. بنابراين محيط اجتماعي در رشد عزت نفس تأثير بسزايي داشته و ميتوان آن را يكي از انگيزشهاي اجتماعي محسوب نمود. عزت نفس زاييده زندگي اجتماعي و ارزشهاي آن است يعني محيط زندگي اجتماعي است كه فرد را متأثر نموده و نوعي حس پذيرفته شدن به او ميدهد. (اسلامينسب، 1373)
غالباً عزت نفس را در پنج زمينه مختلف مورد ارزيابي قرار ميدهند كه عبارتند از :
1ـ عزت نفس اجتماعي
2ـ عزت نفس تحصيلي
3ـ عزت نفس خانوادگي
4ـ عزت نفس جسماني: براساس تحقيقات صورت گرفته در طي بلوغ عزت نفس دختران به طور مشخصي كاهش مييابد در واقع قبل از بلوغ دختران احساس اطمينان به خود داشته و معتقدند كه در حوادث زندگي خود ميتوانند تأثير گذار باشند ولي بعد از بلوغ عزت نفس و عقايد مؤثر در آن كاهش مييابد. چون دختران نوجوان عموماً اعتماد كمتري به تواناييهايشان در تغيير دنياي اطراف خود دارند كه با حسي از ارعاب و انفعال همراه ميشود.
5ـ عزت نفس كلي
ناتانيل براندن 6 ركن را براي عزت نفس در نظر گرفته است كه عبارت است از :
1-زندگي آگاهانه
2-خود پذيري
3- مسئوليت در قبال خود
4- قاطعيت و ابراز وجود
5- زندگي هدفمند
6- انسجام ويكپارچگي
الف) روابط والدين : عزت نفس به طور عمده تحت تأثير افرادي است كه براي ما مهم هستند و بيشترين وقتمان را با آنها سپري ميكنيم
براين اساس، والدين كودكان و نوجوانان معمولاً بيشترين تأثير را دارند. از آنجا كه عزت نفس در طي سالهاي متمادي رشد مييابد،اعتماد به نفس نوجوانان نه تنها به ماهيت روابط بين والدين و نوجوان بستگي دارد، بلكه بر روابط گذشته نيز تأثير دارند. مطالعات متعددي نشان ميدهد كه كودكان مدرسه رو و داراي عزت نفس بالا والديني دارند كه آنها نيز عزت نفس بالايي دارند . والدين اين كودكان اگر محدوديتهايي قائل ميشوند دلايل آن را توضيح ميدهند. آنها با كودكان خود صميميو پذيرا هستند.
ب) تعلق به همسالان و گروههاي اجتماعي
از آنجا كه عزت نفس در يك زمينه اجتماعي رشد مييابد، جايگاه يك فرد در يك گروه خاص عامل مهميدر رشد مفهوم خود و عزت نفس است موريس روزنبرگ (1985) خاطر نشان ميكند كه يكي از مهمترين عوامل تعيين كننده در رشد عزت نفس نوجوان، اين است كه تا چه حدباديگران يا محيط اجتماعي اش سازگاري دارد.ج) مدرسه
بعد از محيط خانه، مدرسه فرصت دومياست كه براي بسياري از كودكان و نوجوانان موقعيتهايي را فراهم ميكند تا به زندگي با ديدگاه بهتري بنگرند و احساس خوبي راجع به خود پيدا كنند.
نقش معلم در فراهم كردن زمينه لازم براي تعالي كودك بسيار اساسي است. امروزه اغلب معلمين ميدانند كه يكي از بهترين راههاي كمك به كودكان، تقويت عزت نفس آنان است.
چراكه دانش آموزان داراي عزت نفس بالا در مقايسه با دانش آموزاني كه عزت نفس پائيني دارند، موفق تر عمل ميكنند.
د) افكار و قضاوتهاي فرد
يك عامل مهم ديگر در كاهش يا افزايش عزت نفس هر فرد، افكار اوست. رشد افكار منفي ميتواند در اعتقاد و اعتماد فرد به خويشتن تأثير بگذارد و عزت نفس او را فرو بريزد. افكار مثبت فرد ميتواند در جهت عكس عمل كند. آنان كه عزت نفس سالم و كارآمدي دارند،اجازه ورود افكار منفي را به خود نميدهند و حتي اگر در اموري با شكست و عدم موفقيت روبه رو شوند بر افكار منفي تمركز نميكنند.
همين امر به ارتقاء سطح عزت نفس آنها كمك مينمايد. آنان كه از سطح عزت نفس مطلوب برخوردار هستند درباره عملكرد شخصي خود، خودشان قضاوت ميكنند و هر زمان كه عملكرد آنها صحيح و مطابق معيارهايشان باشد با تحسين و تمجيد به خودشان پاداش ميدهند.
اما آنان كه عزت نفس ضعيفي دارند كمتر پيش ميآيد كه به خاطر عملكرد خوب خود، به تحسين خويشتن بپردازند. آنان بيشتر ترجيح ميدهند كه از خود انتقاد كنند يا به خاطر عملكرد ضعيفشان به تغيير خويش بپردازند.
افراد با عزت نفس بالا يا Self-steem بالا
افرادي كه داراي عزت نفس يا Self-steem بالا هستند افرادي هستند كه :
1- مستقل عمل ميكنند : در مورد مسائلي چون استفاده از وقت، پول، لباس، حرفه و.... دست به انتخاب ميزنند و تصميم ميگيرند.
2- مسئوليت پذيرند و سريع و بااطمينان عمل ميكنند.
3- به پيشرفتهايشان افتخار ميكنند، به هنگاميكه از پيشرفتهايشان حرفي به ميان ميآيد بامسرت تصديق ميكنند، حتي به سبب آنها گاهگاه از خودشان تعريف ميكنند.
4- به چالشهاي جديد مشتاقانه روي ميآورند، مشاغل ناآشنا، آموزشها و فعاليتهاي جديد توجهشان را جلب ميكنند و با اطمينان خود را با آنها درگير ميكنند.
5- دامنه وسيعي از هيجانها و احساساتشان را نشان ميدهند و ناكاميرا به خوبي تحمل ميكنند.
6- هنگام روبه رو شدن با ناكاميها ميتوانند واكنشهاي گوناگوني نظير شكيبائي، خنديدن و.... را از خود نشان دهند و قادر هستند از آنچه موجب ناكاميشان شده سخن بگويند. آنان احساس ميكنند كه ميتوانند ديگران را تحت تأثير قرار دهند از نفوذي كه به افراد خانواده، دوستان و حتي بر اولياي امور، معلمها و رؤسا و... دارند مطمئن هستند.(كلمز به نقل از عليپور، 1375)
افراد با عزت نفس كم يا Self – steem پائين
1- قريحههاي خود را دست كم ميگيرند مثلاً ميگويند : «نميتوانم اين كار يا آن كار را انجام دهم و يا نميتوانم فلان كار را ياد بگيرم»
2- احساس ميكنند كه ديگران ارزشي برايشان قائل نيستند در محبت و پشتيباني دوستان و والدين ترديد دارند
3- احساس ناتواني ميكنند عدم اطمينان يا حتي احساس درماندگي بر بيشتر نگرشها و اعمالشان سايه ميافكند
4- به آساني تحت تأثير ديگران قرار ميگيرند، انديشهها و رفتارشان غالباً متأثر از كساني است كه اوقاتشان را با آنها ميگذرانند
5- دامنه محدودي از عواطف و احساسات را نشان ميدهند، به طور مكرر فقط رفتارهاي خاصي چون بي قيدي، خشونت، بدخلقي و... را از خود بروز ميدهند.
6- از موقعيتهاي نگران كننده ميگريزند و در برابر فشارهاي رواني يا شرايطي كه موجب آشفتگي ميشود كم تحمل هستند
7- بهانه جويي ميكنند و زود نااميد ميشوند يا به اصطلاح «نازك نارنجي» هستند، نميتوانند انتقادها و يا درخواستهاي غير منتظره را بپذيرند ( كلمز به نقل از عليپور، 1375)
همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي انسان و يكي از جنبههاي مهم شخصيت اوست چه اگر انسان فاقد عزت نفس باشد يا دچار كمبود آن گردد به ميزان فقدان يا كمبود آن به نوع دروغين و كاذب آن مبادرت ميورزد. ارزشيابي شخص از خويشتن اثرات برجسته اي در جريان فكري، احساسات، تمايلات، ارزشها و هدفهاي وي دارد و كليد مهم رفتار اوست .
عزت نفس پائين ميتواند پيامدهاي مخربي داشته باشند كه عبارتند از :
ـ ايجاد اضطراب، استرس، تنهايي و افزايش احتمال ابتلا به افسردگي
ـ ايجاد مشكلاتي در روابط فرد
ـ ايجاد آسيبهاي جدي در عملكرد تحصيلي و شغلي
ـ افزايش آسيب پذيري نسبت به سوء استفاده از الكل و مواد مخدر (براندن به نقل از هاشمي، 1371)